توریسم یا گردشگری

نوشته شده در نوامبر 1, 2018 / توسط Linkourism

توریسم یا گردشگری (tourism) از لفظ تا معنا

تیم تحقیق و توسعه لینکوریسم: تردیدی نیست که برای بررسی هرموضوعی ابتدا باید به شناخت مفهوم و معنای آن از نظر لغوی و اصطلاحی از جوانب مختلف پرداخت. بنابراین در مبحث توریسم یا گردشگری اولین و ضروری ترین موضوع شاید بررسی معنوی این واژه و البته در جهت شناخت بیشتر، آشنایی با مفهوم واژه های هم خانواده آن باشد. توریسم یا گردشگری ((tourism به مفهوم گردشگری از دیدگاه علمای لغت مورد توجه قرار گرفته است. دکتر آریان پور (صاحب فرهنگ لغت گسترده انگلیسی موسوم به آریان پور) توریست tourism را به جهانگرد، گردشگر، گشت گر و رهگرد معنا کرده است و در توضیح و تفصیل این واژه، واژه هایی چون tourist class به معنای هواپیمای درجه دو tourist class به معنای هتلhome tourist  به مفهوم منزل خصوصی جهانگردان یا خانه جهانگردان trap tourist به معنای دام توریست ها و یا تله جهانگردان را بیان نموده اند. البته در فرهنگ آریان پور کلماتی همانندcruise  و cruising نیز به معنای تفریح و جستجو، گشت زدن و پرسه زدن، حرکت کردن، سفر کردن، رهسپار بودن، سفر دریایی، دریاگری، سفر تفریحی و…….همچنین کلمه cruiser به معنای نوردگر و گردشگر آمده است.

بنا به گزارش تیم تحقیق و توسعه لینکوریسم، علامه دهخدا به واژه گردشگری و گردشگر اشاره نکرده اند. اما ذیل کلمه ی سیاحت از آن به معنای سیر کردن، سفر، گردش کردن، جهانگردی کردن یاد کرده و کلمه ی گردش کنان را به مفهوم تفرج کنان، تماشا کنان، گردش کردن و تفریح کردن و گردشگاه را محل گردش دانسته اند. علامه دهخدا در توضیح این واژه ها به تمثیل هائی  همانند، تنی چند از روندگان متفق سیاحت بودند شریک رنج راحت (گلستان) هم سیاحت است هم تجارت و اگر پارسائی سیاحت نکرد، سفر کردنش نخوانند مرد، اشاره کرده اند و البته کلمه ی سیاح را بسیار سیر کننده، ساحت کننده و مسافر عنوان نموده اند.

از طرفی دکتر معین در فرهنگ نفیس معین واژه ی گردش را به گردیدن، عمل گردیدن، حرکت دورانی و دور زدن. معنا کرده و گردش  دادن را به مفهوم کسی یا چیزی را به حرکت درآوردن ، و گردش رفتن را به معنای برای گشت و تفریح به باغ و بستان و صحرا رفتن و گردش کنان را به گردش کردن، تفریح کنان و گردشگاه را به محل گردش معنا کرده اند.

در فرهنگ عمید نیز گردش به معنای نگاه و گردیدن بکار رفته است و ذیل سیاح مفاهیمی چون جهان گرد و سیاحت کننده، آورده اند و سیاحت را به معنای گردش کردن در شهرها و کشورهای مختلف یا جهان گردی دانسته اند. دکترعمید کلمه ی سفر را هم به معنای رفتن از شهری به شهر دیگر معنا نموده اند. 

گزارش تیم تحقیق و توسعه لینکوریسم می افزاید: با عنایت به آنچه در مفهوم توریسم یا گردشگری که واژه ای انگلیسی میباشد و واژه های اطراف آن و واژه های معادل در زبان فارسی عنوان شد، می توان  چنین نتیجه کرد که این واژه به معنای گردش گری میباشد که جهان گردی را می توان  به عنوان یکی از مفاهیم آن به شمار آورد. معادل واژه توریسم در زبان عربی می تواند کلمه التفرج باشد که در فرهنگ لاروس از آن به مفهوم تفرج گاه رفتن و سیر و تماشا کردن برای گشادگی خاطر از تنگدستی و یا خوشی جستن و یا گردش یا شده است.

آنچه در این مبحث می تواند حوزه ی شناخت ما را نسبت واژه توریسم یا گردشگری گسترده نماید توضیح کلمه سفر و هم خانواده های آن در زبان فارسی و بررسی وجوه تفاوت و تشابه آن با کلمه ی توریسم یا گردشگری می باشد و همچنان که پیش از این اشاره شد سفر در فرهنگ لغات زبان فارسی به معنای بریدن، یا پیموندن مسافرت آمده است و کسی که سفر می کند  را سفیر می گویند  و جمع سفر سفرا و سفر کردن را مسافرت و سفرکننده را مسافر می گویند.

بنابراین می توان  وجه اختلاف مسافرت و توریسم یا گردشگری را در این موارد عنوان کرد.

  • مسافرت ممکن است از روی اجبار باشد، درحالی که گردشگری اینگونه نیست.
  • مسافرت ممکن است از پیش تعیین شده باشد ولی گردشگری اینگونه نیست.
  • سفر عمدتا یک هدف بوجود می آورد یعنی برای هدفی واحد یا محدود و مشخص انجام می گردد در حالی که درگردشگری اینگونه نیست و اهداف و فواید و نتایج متعددی نهفته است.
  • حوزه ی زمانی و مکانی سفر عمدتا محدود است‌، ولی در گردشگری این چنین نیست و بطور کلی می توان  سفر را در بطن و متن گردشگری قرارداد یعنی می توان  در مفهوم سفر از آن به عنوان جزیی یا مصداقی از گردشگری یاد کرد. آنچه که در معنای توریسم یا گردشگری می توان  بعنوان توضیح تفصیلی یا تکمیلی عنوان کرد، اینست که توریسم عبارت از جهان گردی با هدف مشخص در جهت تامین نیازهای گعنوی و مادی و با برنامه ریری درست و دقیق بطوریکه نتیجه ای مثبت در برداشته باشد. در یک کلام کوتاه می توان  گفت: توریسم (گردشگری) عبارت از جهان گردی هدفمند و منتج به نتیجه که امروزه در قالب یک صنعت و بصورت کانالیزه شده ارائه شده و مطرح می شود.

جهانگرد طبق تعریف سازمان جهانی جهانگردی (W.T.O) شخصی است که به کشور یا شهری غیر از محیط زیست عادی برای مدتی که کمتر از ۲۴ ساعت و بیشتر از یکسال نباشد سفر کند و قصد او از سفر؛ تفریح، استراحت، معالجه، مطالعه، تحقیق و یا فعالیت های مذهبی باشد. ضمنا واژه های توریسم و توریست در زبان فارسی و عربی عبارتند از:

توریسم (tourism) گردشگری یا جهانگردی،التفرج

توریست  tourist)) گردشگر یا جهانگرد، المتفرج

در ضمن در کتاب صنعت توریسم و درآمدهای ارزی تالیف دکتر حسن لطیفی تعاریف توریسم و توریست به شکل ذیل آمده است. وی در هامش ص ۴۲ کتاب اورده است،1)گردشگری را (tourism)، گردشگر را (tourism) و گشتنی را (Tour) معنی کرده است.

مفاهیم دیگری که بر اساس نظر کلی و نظرات مجمع مشخص و خاصی برای آن وجود ندارد می توان در وهله اول و آن هم بر حسب جغرافیا، جامعه شناسی، روانشناسی و اقتصاد براساس مطالعه و تحقیق تعریف نمود. مثلا به عنوان نمونه جهانگردی را می توان  یک صنعت یا مجموعه ای از بخش های صنعتی مانند هتل ها، رستوران ها و حمل و نقل تعریف کرد که باهم گروهی تشکیل داده تا با مشارکت یکدیگر خدماتی را به جهانگردان ارائه کنند.

همچنین می توان تعریفی تجربی از دیدگاه جهانگردان داشت و آن اینکه جهانگردی تجربه ای از استراحت و خوشی است. کما اینکه در دیدگاه کشور میزبان جهانگردی به مفهوم سودآور خوشایند یا رنج آور و دردسر ساز نیز، محسوب می شود. در سال ۱۹۳۷ “مجمع ملل” جهانگرد خارجی را به صورتی که فرد سیرکننده از کشوری به غیر از کشور ساکن در آن برای دوره ای بیش از ۲۴ ساعت تعریف نمود.

در سال ۱۹۹۳ تعاریف زیر به وسیله کمسیون آمار سازمان ملل و بنابر توصیه ی سازمان جهانگردی پذیرفته شد. اصطلاحات بکار رفته شامل (جهانگردی)، (بازدید کننده) جهانگرد است. بازدیدکننده اصطلاحی است که عموما در آمارهای جهانگردی استفاده می شود و شامل تمام انواع مسافران مشغول جهانگردی است. ضمنا انواع جهانگردی و تعریف و انواع بازدیدکننده گان نیز از مفاهیم توریسم و شاید گفت با این صنعت از لحاظ لفظ و معنا مرتبط و گره خورده است که ذکر و تشریح آنها خالی از فهم و استفاده نیست.

1) انواع جهانگردی

الف) توریسم یا گردشگری (داخلی): ساکنین یک کشور که سفر آنها در داخل کشور خود انجام می پذیرد.

 ب) توریسم یا گردشگری برون مرزی: به گردشگرانی گفته می شود که به مکان ها، شهرها و یا کشورهایی غیر از کشور خود و یا به تعبیری بیرون از وطن خود مسافرت می نمایند و به بازدید می پردازند.

ج) توریسم یا گردشگری درون مرزی: به ساکنین کشوری اطلاق می شود که کشور خود را در ابعاد مختلف مورد بازدید قرار دهند.

درضمن هرکدام از جهانگردی داخل و برون مرزی و گردشگری درون مرزی نیز می تواند دارای شاخه های جهانگردی بازرگانی و تجاری، جهانگردی اجنتماعی و جهانگردی دریایی باشد.

2) بازدید کنندگان و انواع آن:

بر طبق پژوهش های تیم تحقیق و توسعه لینکوریسم، بازدید کنندگان افرادی هستند که به کشوری غیر از کشوری که در آن معمولا سکونت دارند مسافرت نموده و برای دوره ای کمتر از ۱۲ ماه البته خارج از محیط معمول سکونت می یابند و هدف اصلی بازدید است یعنی به تعبیری باید گفت این بازدیدکنندگان به فعالیتی می پردازند که این فعالیت برای کسب سود نیست بلکه آشنایی بیشتر با نوع فرهنگ و منش محل های بازدید مدنظر است و در خیلی از موارد مسائل تحقیقی نیز مدخل است.

الف) بازدید کنندگان دو نوعند گروهی که بازدید آنها یک روزه بوده بطوری که شب را در مکان مخصوص و یا کشور مورد بازدی  سپری نمی کنند.

ب) جهانگردان: این گروه بازدید کنندگانی هستند که خداقل در کشور میزبان و یا بازدیدکننده یک شب را اتراق می کنند.

4) گردشگری ملی ((National tourism: حاصل جمع گردشگری درون مرزی و گردشگری خارجی است.

3) تعاریفی از جهانگردی:

در مارس ۱۹۹۳، کمیسیون آمار ملل متحد، تعریف ارائه شده از توریسم یا گردشگری را که توسط سازمان جهانی جهانگردی ارائه شده بود، پذیرفت. براساس این تعریف، جهانگردی عبارت از مجموعه فعالیت های افرادی که به مکان هایی خارج از محل زندگی و کار خود به قصد تفریح و استراحت و انجام امور دیگر مسافرت می کنند و بیشتر از یکسال متوالی در آن مکان نمی مانند.

این تعریف، به بُعد تقاضای جهانگردی توجه و تاکید دارد. تعاریف ارائه شده از جهانگردی را مدنظر قرار میدهد. تعاریفی که متوجه بُعد عرضه ی جهانگردی هستند، بر محصولات و خدمات ارائه شده جهانگردان متمرکز می باشند؛ در حالیکه تعرف های مربوط به بُعد تقاضای جهانگردی بر رفتار جهانگردان و آنچه نیاز دارند و جستجوی می کنند،تمرکز می کنند.

جهانگردی، اگر چه یک بخش اقتصادی محسوب می شود، اما یک فعالیت اقتصادی چند بخشی است. به همین علت اقتصاددانان و دولتمردان، طبقه بندی و هماهنگ کردن آن را بسیار مشکل می یابند. تعیین محدوده ی جهانگردی در کلیت، در واقع مشکل و دشوار است و به همین علت فعالیتی است که هم تعریف آن و هم مدیریت آن بسیار دشوار است.

به جهانگردی باید از دیده ی تعاملی بین عرضه و تقاضا نگریست؛ طراحی و توسعه ی یک محصول، به منظور مرتفع ساختن یک‌نیاز، همین تعامل است که آثار اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و دیگر آثار را تعریف می کند.

لینکوریسم اعلام کرده است: راه های بسیاری برای بررسی فعالیت جهانگردی وجود دارد. یک راه این است که جهانگردی را به سه مرحله تقسیم کنیم:

آنچه پیش از ترک خانه روی می دهد ( مطالعه مواد تبلیغاتی یعنی آگهی و…… انتخاب مقصد، خرید و …).

آنچه در راهِ رفتن به مقصد معین‌ شده و برگشت از آنجا روی می دهد ( مسافرت، عزیمت، ورود).

آنچه که در مقصد برای مسافر اتفاق می افتد ( خاطرات و رضایتمندی ها، نارضایتی ها، و دلخوری ها).

تعریف جهانگردی عبارت است از اقداماتی که افراد به منظور مسافرت به اماکنی خارج از محیط زیست معمولی و برای اقامت هایی حداقل یک شب و کمتر از یک سال انجام می دهند. مشروط بر این که قصد اصلی از مسافرت کسب درآمد نباشد. در این تعریف عبارت محیط زیست معمولی به این دلیل قید شده که سفرهایی که در داخل محدوده اقامت انجام می گیرد و سفرهای عادی و مداوم به محل کار، تحصیل، خریدهای روزانه، و غیره را در بر نگیرد. عبارت کمتر از یکسال برای این منظور مطرح می شود که سفرهای بلندمدت مهاجرتی را هم دربرانگیزد.

  • اقسام توریسم یا گردشگری

از دید سازمان جهانی جهانگردی، چهارنوع گردشگر وجود دارد:

1) گردشگری بین المللی که خود وابسته به دودسته:

الف) گردشگری ورودی ((In bound tourism : در واقع گردشگران خارجی (غیرمقیم) به یک کشور هستند.

ب) گردشگری خروجی (Out bound tourism): خروج اتباع یک کشور جهت بازدید از کشورهای دیگر.

2) گردشگری درون مرزی (Internal tourism): بازدید مردمان یک کشور از نقاط داخلی همان کشور.

3) گردشگری داخلی (Domestic tourism): حاصل جمع گردشگری   درون مرزی و ورودی است.